آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )
65
سفرنامه كازاما ( فارسى )
خانمهاى ايرانى در اين مهمانىها نبودند . ( سر ميز شام ) كنار رضا شاه همسر وزيرمختار شوروى و زن سفير تركيه و بعد همسران وزراى مختار انگليس و بلژيك مىنشستند . جاى من در امتداد رديفى بود كه شاه مىنشست . شام اصلى در اين مهمانىها خوراك فرنگى بود ؛ اما گاهى پلوهاى شيرين يا چلو ايرانى هم مىدادند . پلوى شيرين مانند « گوموگو » يا دمپختك ژاپنى است ، و در آن گوشت مىريزند و آن را « شيرين پلو » مىخوانند . شاه ايران اين غذا را با ميل و رغبت مىخورد . در يكى از اين مهمانىها ، همسر سررابرت كليف « 1 » ، كه آن زمان جانشين وزير انگليس بود و حالا وزيرمختار مقيم توكيو است ، كنار چپ شاه نشسته بود . شام اصلى تمام شد ، در دور آخر ، ميوه آوردند . شاه به بشقاب نگاه كرد ، و مردد بود كه از كدام ميوه بردارد . خانم كليف گلابى را نشان داد و گفت : « اين چطور است ؟ » و با لبخندى آن را ( براى شاه ) برداشت . اين صحنه شوقانگيز هنوز به روشنى در يادم است . تخت طاووس در آن مهمانى مجلل ، پس از خوردن شام ، شاه پيش افتاد و ما را به تالار بزرگى كه با نفايس بسيار آراسته بود ( عمارت موزه يا تخت طاووس در كاخ گلستان ) برد . « تخت طاووس » مشهور در جهان در آنجا بود . حدود دويست سال پيش نادر شاه ، پادشاه ايران ، به هند لشكر كشيد و تخت طاووس را به غنيمت گرفت . اين تخت ( حدود ) 6 پا طول و 4 پا عرض داشت ، و به اندازهء تختخوابى مىنمود . پايين آن آراسته به الماس و مرواريد ، لبههاى آن مزين به مرواريد ، و از بالا به سوى پايين نقش طاووسى است كه پرهايش را باز كرده ، و مرصّع به ياقوت كبود است . بر لبههاى بالا ، ياقوت و زمرد نشاندهاند ، و در آن ميان الماسى مىدرخشد كه
--> ( 1 ) - Sir Robert Cliff